از جان بشنیدهام نوای غم تو (1534)
-
اندازه متن
+
از جان بشنیدهام نوای غم تو
نی خود جانهاست ذرههای غم تو
آن صورتها که در درون میآیند
تابند چو ذره در هوای غم تو
از جان بشنیدهام نوای غم تو
نی خود جانهاست ذرههای غم تو
آن صورتها که در درون میآیند
تابند چو ذره در هوای غم تو
صبح است و صبوح است بر این بام برآییم از ثور گریزیم و به برج قمر آییم

