جان پیش تو هر ساعت میریزد و میروید (622)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۸/۲۶
-
اندازه متن
+
جان پیش تو هر ساعت میریزد و میروید
از بهر یکی جان کس چون با تو سخن گوید
هر جا که نهی پایی از خاک بروید سر
وز بهر یکی سر کس دست از تو کجا شوید
روزی که بپرد جان از لذت بوی تو
جان داند و جان داند کز دوست چه میبوید
یک دم که خمار تو از مغز شود کمتر
صد نوحه برآرد سر هر موی همیموید
من خانه تهی کردم کز رخت تو پر دارم
میکاهم تا عشقت افزاید و افزوید
جانم ز پی عشق شمس الحق تبریزی
بی پای چو کشتیها در بحر همیپوید
میانگین امتیازات ۵ از ۵
جان جان مایی، خوشتر از حلوایی (3110)
جان جان مایی، خوشتر از حلوایی چرخ را پر کردی زینت و زیبایی
دایهٔ هستیها، چشمهٔ…
مولانا 
