زشت کسی کو نشد مسخره یار خوب (311)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۹/۸
-
اندازه متن
+
زشت کسی کو نشد مسخره یار خوب
دست نگر پا نگر دست بزن پا بکوب
مسخره باد گشت هر چه درختست و کشت
و آنچ کشد سر ز باد خار بود خشک و چوب
هر چه ز اجزای تو رو ننهد سر کشد
پای بزن بر سرش هین سر و پایش بکوب
چونک نخواهی رهید از دم هر گول گیر
خاک کسی شو کز او چاره ندارد قلوب
پرتو مستی بیحد نبی (80-4)
بخش ۸۰ - بیان سبب فصاحت و بسیارگویی آن فضول به خدمت رسول علیهالسلام
پرتو مستی…
مولانا 
