ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

لالایی

(حامص.)
۱- غلامی، خدمتکاری.
۲- تربیت بزرگزادگان.
۳- (اِمر.) نوعی پارچه کم ارزش.

لالایی

(ص نسب.) آوازی که مادران برای خواباندن کودک می‌خوانند.

لالنگ

(لَ) نان پاره گدایی، غذایی که آدم‌های فقیر از مهمانی‌ها با خود ببرند.

لاله

(لِ) (اِ.)
۱- نوعی گل سرخ رنگ که میان آن لکه‌های سیاه دارد.
۲- نوعی چراغ پایه دار که شمع را در آن می‌گذارند.

لاله زار

(~.) (اِ.) زمینی که در آن لاله بسیار روییده‌است.

لاله سرا

(~. سَ) (اِمر.) غلامی که شرم وی را بریده باشند، خواجه سرا، خصی.

لاله عباسی

(~. عَ)(اِمر.)تیره‌ای از گیاهان ویژه نواحی گرمسیری درختی، علفی و بوته‌ای ؛ با گل‌های زیبای معطر قیفی شکل به رنگ‌های سرخ و زرد و سفید.

لاله گشتن

(~. گَ تَ) (مص ل.) (کن.) سرخ شدن.

لالکا

(لَ) [ ع. لالک ] (اِمر.)
۱- کفش، پای افزار.
۲- لاله گوش.
۳- تاج، تاج خ روس.

لالی

(لَ لِ) [ ع. ] (اِ.) جِ لؤلؤ؛ مرواریدها.

لام

(اِ.)صفحه شیشه‌ای ظریف که نمونه‌های تهیه شده از جاندارهای ذره بینی یا برش‌های جانوری و گیاهی پیش از بررسی با میکروسکوپ روی آن قرار می‌گیرد.

لام

(اِ.) لاف، گزاف.

لام

[ ع. ] (اِ.) کالبد مردم، شخص.

لام

(اِ.) خار، تیغ.

لام

(اِ.)
۱- کمربند، میان بند.
۲- ژنده درویش.

لام

(اِ.) نام بیست و هفتمین حرف از حروف الفبای فارسی. ؛ ~ تا کام حرف نزدن هیچ نگفتن، دخالت نکردن.

لام آوردن

(وَ دَ) (مص ل.) حیله کردن، تزویر کردن.

لام کشیدن

(کِ دَ) (مص ل.) کشیدن خطی به صورت لام (ل) از سپند سوخته و جز آن بر پیشانی کودکان و جز آنان برای دفع چشم زخم یا محبوبیت.

لاما

[ فر. ] (اِ.) شتر بی کوهان.

لاما

[ تبتی ] (اِ.) پیشوای مذهب لامایی.