پرورش امید
آیا میتوانیم در شرایطی که مینهایی در حول و هوش ما منفجر میشوند و زندگیمان را به چالش میکشند، مثل طراحان عمل کنیم؟ طراحان چه کار میکنند؟ کسی که این پوینتر را طراحی کرده، یا این هدفونی که الان دارم باهاش صحبت میکنم، یا دوربین، یا همین سالن را. طراحان اینهایند.
طراحان چگونه فکر میکنند؟
وقتی یک قطعه زمین به طراحان میدهند تا رویش ملکی بسازند، نمیگویند: «چرا سایز این زمین کوچک است؟ چرا مثلث است؟ چرا ذوزنقه است؟ چرا مستطیل درست و حسابی نیست؟» در عوض با خود فکر میکنند: «روی این زمین چگونه میتوانم یک سازهی درست طراحی کنم؟» بیایید ببینیم تفکر طراحان تا چه حد میتواند به کمک ما بیاید.
چهار ویژگی کلیدی طراحان
۱. دیدن تصویر بزرگ و بلندمدت
اولین ویژگی طراحان این است که همیشه تصویری که با آن روبرو هستند را بزرگ میبینند، بلندمدت میبینند. مهم نیست شرایط چقدر سخت باشد.
۲. تفکر راهحلمحور
یک طراح همواره به راهحل فکر میکند. نمیگوید: «چرا این مشکل برای من به وجود آمد؟» میگوید: «من چگونه میتوانم این مشکل را حل کنم؟» نمیگوید: «چرا این رئیس من اینقدر عوضی است؟» میگوید: «با یک رئیس عوضی چگونه میتوان خوب کنار آمد؟» نمیگوید: «شرایط اقتصادی چقدر تنگ است.» میگوید: «در شرایط تنگ اقتصادی چگونه میتوان شرایط خودم را بهینه کنم؟» بنابراین طراحان همواره به راهحل میاندیشند.
۳. قرار دادن خود در جای دیگری
سومین ویژگیشان این است که خود را در کفش دیگری میگذارند و از نگاه او به قضایا نگاه میکنند. وقتی میخواهند چیزی طراحی کنند، میپرسند: «چه چیزی در این، به درد منِ استفادهکننده میخورد؟» وقتی خانه طراحی میکنند، خود را در جای صاحبخانهی مسن میگذارند و فکر میکنند: «او چگونه باید به توالت برود و توالت را چگونه باید طراحی کنم؟» دائماً خود را در منظر دیگری قرار میدهند.
۴. کار جمعی و نگاه به عوامل دیگر
طراحان هرگز در انزوا کار نمیکنند. همواره با هم و با عوامل دیگر کار میکنند. در طراحیشان نگاهشان به عوامل دیگر هم هست.
تجربهی بشر روی کرهی خاک به ما چه میگوید؟
با این نگاهی که به طراحان داریم، ببینیم تجربهی بشر به ما چه میگوید. هنگامی که با شرایط دشوار روبرو هستیم، تا چه میزان مثل طراحها عمل کردهایم یا میکنیم؟
ما اولین کسانی نیستیم که روی کرهی زمین زندگی میکنیم. ما با چالش روبرو هستیم، با شرایط بد اقتصادی، با سیستمهای حکومتی فاسد، با سیاستمدارانی که چندان صادق نیستند. اما پیش از شما، بیشمار آدم روی کرهی خاک زندگی کردهاند. ما اولین کسانی نیستیم که تحریم میشویم. کشورهای دیگر هم بودند که بمباران شدند، اصلاً با خاک یکسان شدند. قبل از ما تحریمهای سخت هم شدهاند، فشارهای اقتصادی بسیار زیادی دیدهاند. قبل از ما طلاق گرفتهاند، روابط عاطفیشان به هم خورده است. بسیاری از آدمهای روی کرهی زمین برای قرنها تمام، چالشهایی که ما الان تجربه میکنیم را به نوعی تجربه کردهاند. ما میتوانیم به آنها نگاهی بیندازیم.
رمز بقا: چابکی و امید
تاریخ زندگی اجتماعی بشر میگوید ماندگاری انسانها در فاجعهها، ضرورتاً از آنِ هوشمندترین، سریعترین و قویترینها نبوده است. آنهایی توانستند در شرایط دشوار بقا پیدا کنند که دو ویژگی برجسته داشتند: نخست، چابکی؛ چه به لحاظ جسمی و چه به لحاظ روانی. و دوم، امید.
امید همان سوختی است که ذهن طراح را روشن نگه میدارد. امید باعث میشود به جای توقف بر «چراها»، به «چگونهها» بیندیشیم. امید یعنی باور به اینکه در دل هر زمین مثلث و ذوزنقهای، میتوان سازهای زیبا و استوار بنا کرد. امید، برخلاف خوشبینی ساده، یک فرآیند فعال ذهنی است: تعیین هدف، پیدا کردن مسیر، و باور به توانایی خود برای پیمودن آن. و خبر خوب این است که امید، درست مثل طراحی کردن، آموختنی است.
پرسش و پاسخ دربارهی پرورش امید
۱. اولین واکنش یک طراح به محدودیتها چیست؟
پاسخ: طراح محدودیت را نمیبیند، بلکه بستری برای خلق یک راهحل جدید میبیند.
۲. تفاوت اصلی نگاه یک فرد معمولی و یک طراح در بحران چیست؟
پاسخ: فرد معمولی بر «چرایی» مشکل تمرکز میکند، اما طراح بر «چگونگی» حل آن.
۳. راز بقای انسانها در سختترین شرایط تاریخ چه بوده است؟
پاسخ: چابکی جسمی و روانی، همراه با حفظ امید.
۴. چرا امید یک مهارت آموختنی است و نه فقط یک احساس؟
پاسخ: چون امید فرآیندی از تعیین هدف، مسیریابی و باور به توانمندی است که میتوان آن را تمرین کرد و پرورش داد.