ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
پژوهش
(پِ یا پَ هِ)(اِمص.)
۱- جست و جو، تحقیق.
۲- تحقیقات علمی و بازخواست.
۳- مؤاخذه.
۴- خبر، خبر داشتن.
پژوهنده
(پِ یا پَ هَ دِ) (ص فا.)
۱- جست و جو کننده.
۲- کارآگاه، خبرچین.
۳- خردمند، دانا.
پژوهیدن
(پِ دَ) [ په. ] (مص ل.)
۱- جست و جو کردن.
۲- بازپرسیدن.
۳- خواستن، طلب کردن.
پژوژ
(پَ) (اِ.) اصرار، الحاح.
پژوین
(پَ) (ص.) چرکین، پلید.
پک
(~.) (ص.)
۱- بی هنر.
۲- خودپسند.
۳- پله، پلههای نردبان.
پک
(پُ) (اِ.) (عا.)
۱- یک بار کشیدن سیگار و چپق.
۲- برجستن و فروجستن.
پک
(~.) (اِ.)
۱- گنده و درشت.
۲- جامه سخت و درشت.
پک
(پِ) (اِ.) بند انگشت دست یا پا.
پک
(پَ) (اِ.) وزغ، قورباغه.
پک و پوز
(پَ کُ پُ) (اِمر.) (عا.)
۱- ریخت، شکل، هیأت ظاهری، وجنات (زشت)، بد پک وپوز.
۲- دهان و اطراف آن.
پک وپهلو
(پَ کُ پَ) (اِمر.) سینه و قسمت راست و چپ آن.
پکر
(پَ کَ) (ص.) (عا.) افسرده، نومید.
پکمز
(پَ مَ) (اِ.)
۱- دوشاب، شیره، دبس.
۲- شراب.
پکن
(پَ کَ) (اِ.) نک ارزن.
پکند
(پَ کَ) (اِ.) نان، خبز.
پکنه
(پَ نَ یا نِ) (ص.) مردم فربه کوتاه بالا، خپله.
پکول
(پَ) (اِ.) تالاری باشد که بر بالا خانه سازند.
پکوک
(پَ) (اِ.)
۱- پتک آهنگران.
۲- نرده جلو ایوان.
پکیج
(پَ کِ) [ انگ. ] (اِ.)
۱- دستگاهی برای تولید آب گرم.
۲- بسته نرم افزاری کامپیوتر.