ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
حاکمیت
(کِ یَّ) [ ع. ] (مص جع.)
۱- حاکم بودن، مسلط بودن.
۲- اعمالی که دولتها برای اعمال قدرت و حل مسایلی که به حفظ نظم عمومی وابستهاست انجام دهند. ؛~ ِ ملی حقی است که سازمان ملل برای هر ملتی شناختهاست و به موجب آن ملتها باید برسرنوشت خود حاکم باشند و هیچ ملتی حق مداخله در تعیین سرنوشت ملت دیگر را ندارد.