ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

خوردن

(خُ دَ) [ په. ]
۱- (مص م.)فرو بردن غذا از گلو.
۲- نوشیدن.
۳- (عا.) سوء استفاده مالی به هنگام تصدی شغلی.
۴- شکست خوردن، مغلوب شدن.
۵- مناسب بودن، جور بودن.
۶- ساییدن (فنی).
۷- (مص ل.) تصادف کردن.
۸- اصابت کردن.
۹- مقارن شدن، همزمان شدن. ؛ ~و خوابیدن کنایه از: بیکار و بی عار زندگی کردن.