ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

لای

(اِ.)
۱- گل نرم ته نشین شده.
۲- دردی شراب.
۳- میان چیزی، توی چیزی.

لای چین کردن

(کَ دَ) (مص م.) زنده کسی را به میان دیوار نهادن، گچ گرفتن.

لایتجزی

(یَ تَ جَ زّا) [ ع. ] (ص.) جدانشدنی.

لایتغیر

(یَ تَ غَ یُِ) [ ع. ] (ص مر.) تغییر ناپذیر.

لایتناهی

(یَ تَ) [ ع. ] (ص مر.)بی انتها، بی نهایت.

لایجوز

(یَ) [ ع. ]
۱- (جمله فعلی) شایسته، نیست.
۲- (ص مر.) ناروا.

لایح

(یِ) [ ع. لائح ] (اِفا.)۱ - آشکار، پیداشونده.
۲- درخشان.

لایحصی

(یُ صا) [ ع. ] (ص مر.) بی شمار، بی اندازه.

لایحه

(یِ حِ) [ ع. لائحه ] (اِ.) مؤنث لایح.
۱- نوشته.
۲- طرح قانونی که از طرف دولت برای تصویب به مجلس فرستاده می‌شود.

لایزال

(یَ) [ ع. ] (ص مر.) ابدی، پایدار.

لایشعر

(یَ عَ) [ ع. ] (ص مر.) نادان.

لایعد

(یُ عَ دّ) [ ع. ] (ص مر.)بی شمار، بی حد، فزون از شمار.

لایعقل

(یَ قِ) [ ع. ] (ص مر.) نادان، بی خرد.

لایعلم

(یَ لَ) [ ع. ] (ص مر.) نادان.

لایغفر

(یُ فَ) [ ع. ]
۱- (جمله فع.) بخشوده نمی‌شود.

لایق

(یِ) [ ع. لائق ] (اِفا.) سزاوار، شایسته.

لایقرأ

(یُ رَ) [ ع. ]
۱- (جمله فعلی) خوانده نمی‌شود.
۲- (ص.) ناخوانا، غیرقابل خواندن.

لایم

(یِ) [ ع. لائم ] (اِفا.) ملامت کننده، نکوهنده.

لایموت

(یَ) [ ع. ] (ص.) بی مرگ، بی موت.

لاین

[ انگ. ] (اِ.) محدوده باریکی به عرض سه تا چهار متر در سطح سواره رو که دو طرف آن با خط کشی ممتد یا مقطع مشخص می‌شود و خودرو باید در آن حرکت کند، خط عبور. (فره).