ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
مجاز
(مَ) [ ع. ] (اِ.) غیر حقیقت، استعمال کلمهای در غیر معنی حقیقی خود به شرط آن که آن معنی از جهتی مناسبت با معنی اصلی داشته باشد.
مجازات
(مُ) [ ع. مجازاه ]
۱- (مص م.) جزا دادن، پاداش دادن.
۲- (اِمص.) کیفر.
مجازی
(مَ) [ ع. ] (ص نسب.) غیرحقیقی.
مجاعت
(مِ عَ) [ ع. مجاعه ] (اِمص.) گرسنگی.
مجال
(مَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- جولانگاه.
۲- فرصت.
مجالس
(مَ لِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مجلس.
مجالست
(مُ لِ سَ) [ ع. مجالسه ] (مص ل.) همنشینی و معاشرت.
مجامع
(مَ مِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مجمع.
مجامعت
(مُ مَ عَ) [ ع. مجامعه ] (مص م.) هم بستر شدن، جماع کردن.
مجاملت
(مُ مَ لَ) [ ع. مجامله ] (مص ل.)
۱- خوش رفتاری کردن.
۲- چرب زبانی کردن.
مجامله
(مُ مِ لِ) [ ع. مجامله ] (مص ل.) چرب زبانی، جمله پردازی.
مجان
(مَ جّ) [ ع. ] (ص.) رایگان، دادن چیزی بدون دریافت بها.
مجان
(مَ نّ) [ ع. ] (اِ.) ج. مجن. سپرها.
مجانب
(مُ نِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- دور شونده، دوری گزیننده ؛ مق. مؤالف.
۲- در هندسه خط مستقیمی را مجانب یک منحنی میگویند که چون نقطهای در روی منحنی حرکت کند و به سمت بی نهایت رود، فواصل این نقطه از ...
مجانبت
(مُ نَ بَ) [ ع. مجانبه ] (مص ل.)
۱- دوری گزیدن.
۲- هم پهلو شدن.
مجانس
(مُ نِ) [ ع. ] (اِ فا.) همجنس.
مجانست
(مُ نِ سَ) [ ع. مجانسه ] (مص ل.) همجنسی، مانند هم شدن.
مجانی
(مَ جّ) [ ع - فا. ] (ص نسب.) رایگان، مفت.
مجانین
(مَ) [ ع. ] (ص.) جِ مجنون ؛ دیوانگان.
مجاهد
(مُ هِ) [ ع. ] (اِفا.) جهادکننده در راه خدا.