ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
مزکی
(مُ زَ ک کا) [ ع. ] (اِمف.) پاکیزه شده، پاک شده.
مزگ
(مَ زْ) (اِ.) درخت بادام تلخ.
مزگت
(مَ گِ) (اِ.) مسجد.
مزگه
(مِ گَ) (اِ.) هوای تیره.
مزی
(مَ یّ) [ ع. ] (ص.)
۱- ظریف.
۲- دارای مزیت، ممتاز.
مزیت
(مَ یَّ) [ ع. مزیه ] (اِمص.) فضیلت، برتری.
مزید
(مَ) [ ع. ]
۱- (اِمص.) افزونی.
۲- (اِمف.) افزوده شده.
مزیدن
(مَ دَ) [ په. ] (مص م.) چشیدن، مکیدن.
مزیده
(مَ دِ یا دَ) (اِمف.)
۱- مزه کرده شده.
۲- مکیده شده.
مزیل
(مُ زِ) [ ع. ] (اِفا.) زایل کننده.
مزین
(مُ زَ یَّ) [ ع. ] (اِمف.) آراسته شده، زینت شده.
مس
(مَ) (ص.) بزرگ، مه.
مس
(مَ سّ) [ ع. ]
۱- (اِمص.) دست مالی، سایش.
۲- دیوانگی.
مس
(مِ) (اِ.)فلز چکش خور و سرخ رنگی که هادی الکتریسته نیز میباشد. در دمای ۱۰۸۳ درجه ذوب میشود.
مس مس
(مِ مِ) (ق.) (عا.) آهستگی، کُندی.
مس و تس
(مِ سُ تِ) (اِمر.) (عا.)
۱- ظروف و آلات مسین.
۲- لوازم و وسایل آشپزخانه.
مسئله
(مَ ئَ لَ یا لِ) [ ع. مسأله ] (اِ.) حاجت، مطلب. ج. مسایل.
مسئله دار
(~.) [ ع - فا. ] (ص.) دارای مشکل یا مایه گرفتاری.
مسئول
(مَ) [ ع. مسؤول ] (اِمف.) خواسته شده، پرسیده شده.
مسئولیت
(لِ یَّ) [ ع. مسؤولیت ] (مص جع.) آنچه انسان عهده دار و مسئول آن باشد.