ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
بیاض
(بَ) [ ع. ] (اِ.)۱ - سفیدی.
۲- دفتر سفید که در آن چیزی ننوشتهاند.
۳- دفتر بغلی.
۴- کتاب دعا.
بیاضی
(بَ) (اِ.) کتاب و دفتری که از طول باز میشود و از عرض، شیرازه بندی و ته بندی میشود.
بیاع
(بَ یّ) [ ع. ] (ص نسب.) فروشنده، سوداگر.
بیان
(بَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) پیدا شدن، آشکار شدن.۲ - (اِمص.) شرح، توضیح.
۳- زبان آوری، فصاحت.
۴- (اِ.) علمی است که آوردن یک معنی به طرق گوناگون را میآموزد.
بیانیه
(بَ یِ) [ ع. ] (اِ.) اطلاعیه یا نوشتهای که از سوی سازمان، حزب یا شخص مسئولی صادر شود.
بیاوار
(بِ) (اِ.) شغل، کار سخت.
بیب
(اِ.) نک بید.
بیت
(بِ یا بَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- خانه، اتاق. ج. بیوت.
۲- دو مصراع از شعر. ج. ابیات.
بیت الحرام
(بِ تُ لْ حَ) [ ع. ] (اِمر.) خانه مقدس و محترم، بقعه متبرک.
بیت العتیق
(ب ِ ت ُ عَ) [ ع. ] (اِ.)خانه کهن، کعبه.
بیت الغزل
(~. غَ زَ) [ ع. ] (اِمر.) بیت منتخب یک غزل.
بیت الله
(~. لْ لا) [ ع. ] (اِمر.)خانه خدا، کعبه.
بیت المال
(~. لْ) [ ع. ] (اِمر.) خزانه کل مملکت.
بیت المعمور
(~. مَ) [ ع. ] (اِ.) خانهای است در آسمان چهارم.
بیتوته
(بَ تَ یا بِ تِ) [ ع. بیتوته ]
۱- (مص ل.) شب ماندن در جایی.
۲- شب زنده - داری.
۳- (اِمص.) شب ماندگی.
بیتوته کردن
(~. کَ دَ) [ فا - ع. ] (مص ل.)
۱- شب در جایی ماندن.
۲- تا صبح بیدار بودن.
بیجاده
(دِ) (اِ.) نوعی از سنگهای قیمتی مانند یاقوت ؛ کهربا.
بیجه
(بِ جَ) (اِ.)
۱- مقداری از کالا که بدون وزن کردن و شمردن، خرید و فروش شود.
۲- مقدار زمینی که بتوان در آن صد من بذر کاشت.
بیجک
(جَ) (اِ.) فاکتور، کاغذی که در آن فروشنده نوع، مقدار و قیمت کالا را مینویسد.
بیخ
(اِ.)
۱- اصل، اساس.
۲- ریشه گیاه.