ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
تایم اوت
(یْ اُ تْ) [ انگ. ] (اِ.) توقف بازی یا مسابقه برای مدتی کوتاه با اعلام داور و درخواست مربی به منظور تذکر نکات فنی به بازیکنان، درنگ. (فره).
تایمر
(مِ) [ انگ. ] (اِ.) سوییچ ساعتی، نوعی ابزار که به وسیله آن میتوان دستگاهی را در فاصله زمانی معینی روشن یا خاموش کرد.
تایه
(یِ) [ ع. تائه ] (اِفا.)
۱- متکبر، لاف زن.
۲- سرگشته، حیران.
۳- هلاک شونده.
تایپ
[ انگ. ] (اِ.)
۱- ماشین تحریر.
۲- نوشتن به وسیله ماشین تحریر یا کامپیوتر.
تایچ
(یِ) [ ع. تائج ] (اِفا.) تاجدار، تاجور.
تایچه
(چِ) نک تاچه.
تاییدن
(دَ) (مص ل.) تأمل کردن.
تب
(تَ) (اِ.)
۱- بالا بودن دمای بدن در اثر بیماری.
۲- مجازاً هیجان، شور و حال.
تب بر
(تَ. بُ) (ص فا.) چیزی که تب را قطع کند.
تب خال
(تَ) (اِ.) تاولی که بر اثر تب در کنار لب و دهان بوجود میآید.
تب لرزه
(تَ لَ زِ) (اِمر.) نک مالاریا.
تب و تاب
(تَ بُ) (اِمر.) سوز و گداز، هیجان.
تب یازه
(تَ زَ) (اِمر.) تب لرزه، تب و لرز.
تباب
(تَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) زیانکار شدن، خسران یافتن.
۲- هلاک شدن.
۳- (اِمص.) زیانکاری.
۴- هلاکت.
تبادر
(تَ دُ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- پیشی گرفتن.
۲- شتافتن.
۳- بدون اندیشیدن، معنی را از لفظ فهمیدن.
تبادل
(تَ دُ) [ ع. ] (مص م.) معاوضه، عوض و بدل کردن.
تبار
(تَ) (اِ.) اصل، نژاد.
تبار
(~.) [ ع. ] (اِ.) هلاک، هلاکت.
تبارک
(تَ رَ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- فال نیک گرفتن به چیزی.
۲- بابرکت شدن.
۳- خجسته گردیدن. ؛~الله پاک و منزهاست خداوند (برای بیان تحسین یا تعجب شدید نسبت به کسی یا چیزی گفته میشود). ؛ ~و ...
تباسیدن
(تَ دَ) (مص ل.) بی خود گشتن، از شدت گرما بی هوش شدن.