ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
تام
(مّ) [ ع. ] (ص.) تمام، کامل.
تام الاختیار
(مُّ لْاِ) [ ع. ] (ص مر.) آن که اختیار کامل در امری دارد.
تامر
(مِ) [ ع. ] (ص.) خرمافروش.
تان
(اِ.) دهان، فم.
تان
(اِ.) تار؛ مق. بود. رشتهای چند که جولاهگان از پهنای کار زیاد آورند و آن را نبافند.
تانستن
(نِ تَ) (مص ل.) توانستن.
تانسوخ
[ مغ. ] (اِ.) = تنسوخ. تنسخ. تانکسوق. تنکسوق. تنسق: چیز نفیس، تحفه نایاب که به عنوان هدیه برای بزرگان برند.
تانژانت
[ فر. ] (اِ.) خطی است که فقط در یک نقطه به منحنی برخورد میکند.
تانک
[ انگ. ] (اِ.)
۱- منبع بزرگ معمولاً استوانهای جهت ذخیره مایعاتی مانند: آب، نفت و...
۲- از وسایط نقلیه جنگی زنجیردار که بدنه آن زره پوش و مجهز به توپ و مسلسل است.
تانکر
(کِ) [ انگ. ] (اِ.) نوعی خودرو باری که بر روی شاسی آن مخزنی فولادی برای حمل مایعات نصب شده باشد، باری مخزنی. (فره).
تانگو
(~.) [ اسپا. ] (اِ.) نامی از رقصهای آرام دونفره.
تانگو
(گُ) (ص.) سرتراش، حجام. توانگو و تونگو نیز گویند.
تاه
(اِ.) زنگی که بر روی شمشیر و امثال آن نشیند.
تاه
(اِ.)
۱- لای.
۲- فرد.
تاهو
(هُ) (اِ.) شراب، عرق.
تاو
(اِ.)
۱- تاب، روشنایی.
۲- حرارت، گرمی.
۳- تاب، توان.
تاواتاو
(اِمر.) قدرت، توانایی.
تاوان
[ په. ] (اِ.)
۱- غرامت، جریمه.
۲- عوض، بدل.
تاوان دادن
(دَ) (مص م.)
۱- جریمه دادن.
۲- عوض دادن.
تاوستن
(وِ تَ) (مص ل) توانستن.