ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
تخت روان
(~ رَ) (اِمر.) کجاوه، تختی که در گذشته پادشاهان روی آن مینشستنند و غلامان آن را بر دوش گرفته راه میرفتند.
تخت شدن
(~. شُ دَ) (مص ل.) (عا.)
۱- هموار شدن.
۲- به غایت نشئه شدن.
تخت طاقدیس
(~) (اِمر.)
۱- گوشهای در دستگاه سه گاه.
۲- نام یک لَحْن از سی لَحن باربد.
تخت گاه
(~.) (اِمر.)
۱- محل تخت.
۲- محل جلوس شاه.
۳- پایتخت.
تخت گیر
(~.) (ص فا.) پادشاه.
تخته
(تَ تِ) (اِ.)
۱- چوب پهن و مسطح.
۲- صفحه.
۳- تابوت.
۴- واحد شمارش برای قالی و پارچه.
۵- هر چیز مسطح و صاف.
تخته بند
(~. بَ) (اِمر.)
۱- پارچه نازکی که به وسیله آن تختهای را به دست یا هر عضو شکسته میبندند.
۲- زندانی، اسیر.
تخته زر
(~. زَ) (اِمر.) شمش زر.
تخته سنگ
(~. سَ) (اِمر.) سنگ بزرگ با سطح هموار.
تخته سیاه
(~.) (اِمر.) صفحه مسطح چوبی تیره رنگ که در کلاس درس با گچ جهت درس دادن بر آن مینویسند.
تخته شدن
(~. شُ دَ) (مص ل.) بسته شدن، تعطیل شدن.
تخته شنا
(~. ش ِ) (اِمر.) تختهای باریک و دراز با پایهای کوتاه که ورزشکار دستها را به آن تکیه میدهد و به ورزش شنا میپردازد.
تخته قاپو
(~.) (ص.) ساکن در نقطه معین.
تخته نرد
(~. نَ) (اِمر.) آلت مخصوص بازی نرد و آن شامل دو قطعه مستطیل شکل است که به وسیله لولا به هم متصل شدهاند. دو سر هر قطعه به شش خانه تقسیم گردیده و مهرههای بازی به ترتیبی خاص در این ...
تخته پاک کن
(~. کُ) (اِمر.) قطعهای اسفنج یا نمد که از آن برای پاک کردن تخته سیاه یا وایت برد استفاده میکنند.
تخته پوست
(~.) (اِمر.) پوست تخت، پوست خشک شده گوسفند که بر روی آن نشینند.
تخته پوست انداز
(~. اَ) (ص فا.)
۱- کنایه از: کسی که ناخوانده به جایی رود.
۲- کنایه از: مزاحم، سربار.
تخته کردن
(~. کَ دَ) (مص م.) بستن، تعطیل کردن.
تخته کلاه
(~. کُ) (اِمر.) نوعی تنبیه مجرم و آن کلاه بزرگ چوبی بوده که بر سر مجرم میگذاشتند و در شهر میدوانیدند، مردم نیز همراه وی دویده هیاهوکنان مسخره اش میکردند.
تخته گاز
(~.) [ فا - فر. ] (ق.)
۱- با فشار آخرین حد پدال گاز به طوری که وسیله نقلیه بسیار تند حرکت کند.
۲- (عا.) بسیار تند و سریع.