ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
ترهیب
(تَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) ترسانیدن.
۲- (مص ل.) بدحال شدن.
تروح
(تَ رَ وُّ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- آسایش جستن.
۲- باد زدن.
ترور
(تِ رُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- هراس، هراس افکندن، ایجاد وحشت کردن.
۲- کشتن ناگهانی یک فرد بدون آن که فرد مورد نظر فرصتی برای دفاع یا مقابله داشته باشد. ؛ ~شخصیت با دروغ و جوسازی شخصیت اجتماعی کسی ...
تروریست
(~.) [ فر. ] (اِ.) آن که اقدام به سوء قصد یا کشتن کسی میکند (سیاسی).
تروریسم
(~.) [ فر. ] (اِ.) به کارگیری ترور به عنوان شیوه عمل برای دست یافتن به هدف که معمولاً دلایل سیاسی و عقیدتی دارد.
ترومبون
(تِ رُ بُ) [ فر. ] (اِ.) یکی از سازهای بادی مسی که صدای آن شبیه ترمپت ولی قوی تر و بهتر از آن است و غالباً نواهای باشکوه و پرصدا را اجرا میکند.
ترومپت
(تِ رُ پِ) [ فر. ] (اِ.) یکی از سازهای بادی شبیه سرنا و شیپور.
ترونده
(تَ وَ دِ) (ص مر.) نوباوه، میوه نورس.
تروی
(تَ رَ وّ) [ ع. ] (مص ل.) اندیشه کردن، تأمل کردن در امری.
ترویج
(تَ) [ ع. ] (مص م.) رواج دادن.
ترویح
(تَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- به کسی راحتی دادن.
۲- باد زدن.
ترویه
(تَ یِ) [ ع. ترویه ] (مص م.) سیراب کردن، آب برای سفر برداشتن.
ترپک
(تَ پَ) (اِ.) قره قورت، کشک سیاه.
ترک
(تَ رَ) (اِ.) شکاف، رخنه.
ترک
(~.) (اِ.) هر صدا و آوازی که از شکستن و ترکیدن چیزی آید.
ترک
(~.) [ ع. ] (مص م.) واگذاشتن، رها کردن.
ترک
(~.) (اِ.) کسی که پشت سر سوار (اسب، موتور و...) مینشیند.
ترک
(تُ) (اِ.) زیباروی، معشوق.
ترک
(تَ) (اِ.) ترگ، کلاهخود، مغفر.
ترک جوش
(تُ) (اِمر.) آبگوشتی که گوشت آن نیم پخته باشد، گوشت نیم پخته.