ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
تریان
(تَ یا تِ) (اِ.)
۱- طبق چوبین.
۲- طبقی که از شاخ بید بافند.
تریاک
(تَ)(اِ.)۱ - پادزهر.
۲- شیرهای است که از تیغ زدن غوزه گیاه خشخاش به دست میآید.
تریبه
(تَ بَ یا بِ) [ ع. تریبه ] (اِ.) استخوان سینه، جناغ ؛ ج. ترایب. (ترائب.)
تریت
(تَ یا تِ) (اِ.) = ترید: ریز کردن نان در دوغ، شیر، آب گوشت و مانند آن.
تریج
(تِ) (اِ.) لبه پایین جامه و قبا، تریز، تیریز.
تریشه
(تَ ش ِ) (اِ.) تراشه ؛ هر چیز خرده ریز مانند خرده کاغذ، چوب و...
تریشین
(تِ) [ فر. ] (اِ.) یکی از کرمهای طفیلی از خانواده نماتودها که در انسان مرض تریشینوز را به وجود میآورد. این جانور کرم کوچک نخی شکل و باریکی است که حداکثر طولش در حدود ۶ میلیمتر است.
تریل
(تِ رِ) [ انگ. ] (اِ.) نوعی موتور سیکلت پر قدرت با چرخهای بزرگ و لاستیک آجدار جهت مسابقه و رانندگی در مسیرهای ناهموار و گل آلود.
تریلوژی
(تِ لُ) [ فر. ] (اِ.) اثری دارای سه بخش مستقل ولی مضمونی واحد و ارتباطی نزدیک به هم، سه بخشی.
تریلی
(تِ رِ) [ انگ. ] (اِ.) = تریلر:
۱- کامیونی با کفه بارگیر طویل و مجزا که به پشت آن بسته میشود جهت حمل بارهای حجیم و سنگین.
۲- وسیله باربری چرخ داری که آن را به پشت ماشین یا تراکتور میبندند ...
تریلیون
(تِ) [ فر. ] (اِ.) عددی معادل یک میلیارد میلیارد.
ترینه
(تَ نِ) نک ترخوانه.
تریو
(تِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- قطعهای که برای سه ساز یا سه نوازنده ساخته شده باشد.
۲- آواز سه نفری.
تریو
(تَ) (اِ.) پارچه و جامه سفید باریک.
تریوه
(تَ رِ وَ) (اِ.) راه ناهموار و پست و بلند.
تریکو
(تِ) [ فر. ] (اِ.) نوعی پارچه که از نخهای معمولاً پشمی یا الیاف مصنوعی بافته میشود و به صورت کشباف است.
تز
(تَ) (اِ.) پرندهای به اندازه گنجشک که آوازی خوش دارد؛ صعوه.
تز
(تَ) (اِ.) داندانه کلید، پره کلید.
تز
(~.) (ص.) تاس، کچل.
تز
(تِ) [ فر. ] (اِ.) پایان نامه ؛ رسالهای که دانشجو پس از به پایان رساندن تحصیلات در رشته تحصیلی خود مینویسد.