ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
تسنن
(تَ سَ نُّ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- پیرو سنت بودن.
۲- عقیده کسانی که پس از پیامبر، ابوبکر را خلیفه میدانند.
تسنیم
(تَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) پُر کردن ظرف.
۲- (اِ.) نام چشمهای در بهشت.
تسهیل
(تَ) [ ع. ] (مص م.) آسان کردن.
تسهیم
(تَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- سهم بندی کردن.
۲- پارچه را نقش دار ساختن.
تسو
(تَ) [ په. ] (اِ.)
۱- وزنی است برابر وزن چهار جو.
۲- یک بخش از ۲۴ بخش شبانه روز، که یک ساعت باشد.
۳- یک بخش کوچک از هر چیزی.
تسوق
(تَ سَ وُّ) [ ع. ] (مص ل.) بازاریابی کردن، بازارگرمی.
تسویت
(تَ) [ ع. ] (مص م.) برابر کردن.
تسوید
(تَ) [ ع. ] (مص م.) سیاه کردن.
تسویف
(تَ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- تأخیر کردن، درنگ کردن.
۲- کار را به فردا گذاشتن.
۳- وعدههای دروغ دادن.
تسویل
(تَ) [ ع. ] (مص م.) به گمراهی افکندن، آراستن چیزی برای اغوا کردن.
تسویه
(تَ یِ) [ ع. تسویه ] (مص م.) برابر ساختن، مساوی کردن.
تسکین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) آرام کردن، ساکن کردن.
تسییر
(تَ) [ ع. ] (مص م.) راندن، روانه کردن، بیرون کردن.
تش
(~.) (اِ.) تیشه درودگری.
تش
(تَ) (اِ.) آتش.
تشابه
(تَ بُ) (مص ل.) به هم مانند بودن.
تشاجر
(تَ جُ) (تَ) [ ع. ] (مص ل.) با هم نزاع کردن.
تشارک
(تَ رُ) [ ع. ] (مص ل.) با هم شریک کردن.
تشاعر
(تَ عُ) [ ع. ] (مص ل.) تظاهر به شاعری کردن.
تشاغل
(تَ غُ) [ ع. ] (مص ل.) خود را مشغول ساختن، خود را به کاری مشغول نشان دادن.