ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
تفاخر
(تَ خُ) [ ع. ] (مص م.) به یکدیگر فخر کردن، به خود نازیدن.
تفادی
(تَ) [ ع. ] (مص ل.) دوری گزیدن، پرهیز نمودن.
تفارق
(تَ رُ) [ ع. ] (مص ل.) از هم جدا شدن.
تفاریق
(تَ) [ ع. ] (اِ.) جِ تفریق ؛ پراکندهها، چیزهای پراکنده، اندک اندک.
تفاسخ
(تَ سُ) [ ع. ] (مص ل.) با یکدیگر در فسخ معامله هم رأی شدن.
تفاسیر
(تَ) [ ع. ] (اِ.) جِ تفسیر؛ گزارشها.
تفاصح
(تَ صُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) تظاهر به فصیح بودن.
۲- (اِمص.) چرب زبانی.
تفاصیل
(تَ) [ ع. ] (مص. اِ.) جِ تفصیل.
۱- شرح و بسطها.
۲- فصلهای جدا از هم.
تفاضل
(تَ ضُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) بر یکدیگر برتری جستن.
۲- (اِمص.) برتری، فزونی، پیشی.
۳- حاصل تفریق (ریاضی).
تفاعل
(تَ عُ) [ ع. ]
۱- (مص.) اظهار آن چه در باطن نیست.
۲- (اِ.) در صرف عربی یکی از بابهای ثلاثی مزیدفیه.
تفاغ
(تَ یا تِ) (اِ.) قدح شراب.
تفال
(تُ) (اِ.) آب دهن که از اثر مزه چیزی به هم رسد، تف.
تفالج
(تَ لُ) [ ع. ] (مص ل.) اظهار فالج بودن کردن.
تفاله
(تُ لِ) [ ع. ] (اِ.) باقی مانده میوه و هر چیز دیگری پس از فشردن و گرفتن آبش.
تفانی
(تَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) یکدیگر را نابود کردن.
۲- (مص ل.) با هم نیست شدن.
تفاهم
(تَ هُ) [ ع. ] (مص م.) یکدیگر را فهمیدن.
تفاوت
(تَ وُ) [ ع. ] (مص ل.) از هم جدا و دور شدن، فرق و اختلاف دایمی داشتن.
تفاوی
(تَ) [ ع. ] (مص م.) مساعده دادن به کارگر و زارع.
تفت
(تَ)
۱- (ص.) گرم.
۲- (اِ.) گرمی، حرارت.
۳- حرارت ناشی از خشم.
۴- با شتاب، تند و تیز.
۵- خرام، خرامان.
تفت
(تَ) (اِ.) سبد چوبین که در آن میوه جا دهند.