ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
تناجی
(تَ) [ ع. ] (مص ل.) با هم راز گفتن.
تناد
(تَ دّ) [ ع. ] (مص ل.) از یکدیگر رمیدن، پراکنده شدن.
تنادی
(تَ) [ ع. ] (مص م.) یکدیگر را ندا کردن، هم را خواندن.
تنازع
(تَ زُ) [ ع. ] (مص ل.) با یکدیگر پیکار کردن.
تنازل
(ت زُ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- پیکار کردن.
۲- فرود آمدن.
۳- استعفا کردن.
۴- فروتنی کردن.
تناسب
(تَ سُ) [ ع. ] (مص ل.)۱ - نسبت و رابطه داشتن میان دو کسی یا دو چیز.
۲- مراعات النظیر، نام صنعتی است در شعر، و آن آوردن کلماتی است که با هم نسبت داشته باشند، مانند: اسب و زین، ...
تناسخ
(تَ سُ) [ ع. ] (مص م.)
۱- یکدیگر را باطل ساختن.
۲- انتقال روح شخص مرده به بدن انسانی دیگر.
تناسق
(تَ سُ) [ ع. ] (مص ل.) نظم و ترتیب یافتن.
تناسل
(تَ سُ) [ ع. ] (مص ل.) فرزند زادن، تولید نسل.
تناشد
(تَ شُ) [ ع. ] (مص ل.) بر هم خواندن، با هم سرودن.
تناصح
(تَ صُ) [ ع. ] (مص ل.) یکدیگر را اندرز دادن، به هم پند گفتن.
تناصر
(تَ صُ) [ ع. ] (مص م.) همدیگر را یاری کردن.
تناصف
(تَ صُ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- با هم انصاف داشتن.
۲- با هم نصف کردن.
تناصی
(تَ) [ ع. ] (مص ل.) موی پیشانی همدیگر را گرفتن در جنگ و درگیری.
تناظر
(تَ ظُ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- به یکدیگر نگریستن.
۲- با هم بحث و گفتگو کردن.
تنافر
(تَ فُ) [ ع. ] (مص ل.) دوری جُستن، از یکدیگر بیزاری جستن.
تنافس
(تَ فُ) [ ع. ] (مص ل.) رغبت کردن در کاری از روی رقابت و همچشمی به منظور پیشی گرفتن.
تنافور
(تَ فُ) [ په. ] (اِ. ص.)=تناپور. تناپوهر: در دین زرتشتی نام گناهی است که گناهکار مرتکب آن نمیتواند از پُل چینود بگذرد، گناه نابخشودنی.
تنافی
(تَ) [ ع. ] (مص ل.) با هم مخالف شدن، یکدیگر را نفی کردن.
تناقض
(تَ قُ) [ ع. ] (مص ل.) ضد یکدیگر بودن.