ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
تنخواه
(تَ خا) (اِمر.)
۱- سرمایه، پول نقد.
۲- مال و متاع.
تنخواه گردان
(~. گَ) (اِمر.) پولی که در صندوق اداره یا هر شرکتی میگذارند تا در مواقع ضروری از آن استفاده کنند.
تند
(تُ) (ص.)
۱- تیز، برنده.
۲- جلد، چالاک.
۳- طعمی که دهان رابسوزاند، مانند: طعم فلفل.
۴- بلندی، تپه.
۵- بدخو، خشمگین.
تند و خند
(تُ دُ خَ) (ص مر.) تار و مار، از هم پاشیده.
تندآب
(~.) (اِمر.)
۱- تیزآب.
۲- آبی که با سرعت زیاد جریان داشته باشد.
تندباد
(~.) (اِمر.) باد تند و سخت که با رعد و برق شدید همراه است، توفان.
تندخو
(ی) (ص مر.)بدخلق، خشمگین
تندر
(تُ دَ) (اِ.) رعد، آسمان غرش.
تندرست
(تَ دُ رُ) (ص مر.) سالم، صحیح.
تندرو
(تُ. رُ) (ص فا.)
۱- آن که در حرکت و رفتن سریع باشد.
۲- بی باک، بی پروا.
تندس
(تَ دِ) (اِ.) نک تندیس.
تندسه
(تَ س ِ) (اِ.) نک تندیسه.
تندم
(تَ نَ دُّ) [ ع. ] (مص ل.) پشیمان شدن، پشیمانی خوردن.
تنده
(تُ دِ) (اِ.) سرازیری، سراشیبی.
تنده
(تُ دَ) (اِ.) برگِ نورسته، غنچه.
تندور
(تُ دُ) (اِ.) نک تندر.
تندی
(تُ) (حامص.)
۱- تیزی، برندگی.
۲- چابکی، چالاکی.
۳- ترش رویی، بدخُلقی.
تندیاز
(تُ) (ص فا.) زودرس، زودیاب.
تندیدن
(تُ دَ) (مص م.)
۱- تندی کردن، درشتی کردن، خشم گرفتن.
۲- سر زدن غنچه و شکوفه و برگ درخت، تژ زدن، جوانه زدن.
تندیس
(تَ) (اِمر.)
۱- صورت، تصویر.
۲- مجسمه.