ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
تنگ چشمی
(~. چَ) (اِمص.) بُخل، حسادت.
تنگ کسی گرفتن
(~. کَ. گِ رِ تَ) (مص ل.) (عا.) احتیاج شدید و فوری به توالت رفتن.
تنگ کلاغ پر
(~. کَ. پَ) (ق مر.) (عا.) آخر شب، نزدیکیهای صبح.
تنگاتنگ
(تَ. تَ) (ص مر.) بسیار نزدیک و بدون فاصله، بسیار تنگ.
تنگان
(تَ) (اِمر.) طبق چوبی.
تنگبار
(تَ) (ص مر.)
۱- کسی که هیچ کس را نزد خود نپذیرد.
۲- صعب العبور.
تنگدست
(~. دَ)(ص مر.)کنایه از: تهی دست، فقیر.
تنگدستی
(~. دَ) (حامص.) تهی دستی، بی چیزی.
تنگدل
(~. دِ) (ص مر.) اندوهگین، افسرده.
تنگری
(تَ گَ) [ تُر ] (اِ.) خدا.
تنگساری
(تَ) (اِمص.) بدخویی.
تنگنا
(تَ) (اِمر.)
۱- تنگی، ضیق.
۲- جای تنگ.
تنگه
(تَ یا تِ گَ) (اِ.)
۱- مقداری از زر و سیم.
۲- قطعهای کوچک از طلا و نقره.
تنگه
(تَ گِ) (اِمر.) شاخهای از دریا واقع بین دو خشکی که دو دریا را به هم میپیوندد.
تنگوزییل
(تَ) [ تُر. ] (اِمر.) سال خوک، نام سال دوازدهم از سالهای دوازده گانه ترکی.
تنگی
(تَ) (حامص.)
۱- کم عرضی، کم پهنایی.
۲- سختی، رنج.
۳- ق حطی.
تنگیاب
(تَ) (ص مر.) کمیاب، نادر.
تنی
(تَ) (ص نسب.)
۱- منسوب به یک تن.
۲- از یک پدر. مق ناتنی.
تنیدن
(تَ دَ) (مص م.)
۱- بافتن.
۲- تار بافتن عنکبوت یا کرم ابریشم.
تنیده
(تَ دِ) (ص مف.) بافته، منسوج.