ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

تیار

(تَ یّ) [ ع. ] (اِ. ص.)
۱- موج دریا.
۲- لاف زدن.
۳- متکبر و مغرور.

تیار

(تِ یّ) (اِ. ص.)
۱- مهیا، ساخته.
۲- مالش دادن، لوله ساختن تریاک.

تیاسر

(تَ سُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) به طرف چپ مایل شدن. مق تیامن.
۲- (اِ.) سمت چپ.

تیامن

(تَ مُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) به طرف راست مایل شدن.
۲- (اِ.) سمت راست.

تیان

(تِ) (اِ.) دیگ دهان گشاد، پاتیل.

تیانچه

(تِ چِ) (اِمصغ.) پاتیل کوچک.

تیب

(ص.) سرگشته، مدهوش.

تیبا

(اِ.) غمزه، عشوه.

تیتال

(اِ.)
۱- فریب، مکر.
۲- چاپلوسی.

تیتر

[ فر. ] (اِ.)۱ - عنوان.
۲- عیارسنجی (شیمی).

تیتراژ

[ فر. ] (اِ.) عنوان بندی.

تیج

(تِ) (اِ.)
۱- جوانه، جوانه درخت.
۲- ابریشم خام.

تیجان

[ ع. ] (اِ.) جِ تاج ؛ افسرها.

تیخ

(اِ.) = تیغ: هرچیز که سر آن تیز باشد.

تیر

[ په. ] (اِ.)
۱- چوب راست و باریک با نوکی آهنین و تیز که با کمان آن را پرتاب کنند.
۲- گلوله‌ای که از تفنگ، توپ و مانند آن‌ها شلیک می‌شود. ؛ ~ کسی به سنگ خوردن کنایه از: ناکام ...

تیر

[ په. ] (اِ.)
۱- ماه چهارم از هر ماه شمسی.
۲- پاییز، خزان.
۳- نام روز سیزدهم از هر ماه خورشیدی.

تیر

(اِ.) سیاره عُطارد.

تیر

(اِ.) راست.

تیر

(اِ.) بخش، بهره، نصیب.

تیر کردن

(کَ دَ) (مص م.)
۱- نشان کردن، هدف قرار دادن.
۲- کسی را تحریک کردن، به کاری واداشتن.