ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
ثنایا
(ثَ) [ ع. ] (اِ.) جِ ثنیه. دندانهای تیز پیشین، دندانهای نیش.
ثنوی
(ثَ نَ یِّ) [ ع. ] (ص نسب.) منسوب به ثنویه. نک ثنویه.
ثنویت
(ثَ نَ یَُ) [ ع. ] (مص جع.)
۱- دوگانگی.
۲- دوگانه پرستی.
ثنویه
(ثَ یِّ) [ ع. ثنویه ] (ص. اِ.) گروهی که به دو مبدأ خیر و شر اعتقاد دارند، دوالیسم.
ثواب
(ثَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- مزد، پاداش.
۲- احسان. ؛ ~ کردن و کباب شدن عمل نیک شخص با سوءظن و عکس العمل ناخوشایند مواجه شدن.
ثواب کار
(ثَ) [ ع - فا. ] (ص فا.) کسی که عمل نیکو و خیر کند.
ثواب کاری
(~.) [ ع - فا. ] (حامص.)نیکویی، عمل درخور پاداش نیک.
ثوابت
(ثَ بِ) [ ع. ] (اِ.) جِ ثابته ؛ ستارگان ثابت که مانند سیارات حرکت انتقالی ندارند.
ثواقب
(ثَ قِ) [ ع. ] (اِ.) جِ ثاقب.
۱- روشنیها.
۲- ستارههای درخشان.
ثوالث
(ثُ لِ) [ ع. ] (اِ.) جِ ثالث. یک شصتم ثانیه.
ثوانی
(ثَ) [ ع. ] (اِ.) جِ ثانیه. ؛ ~ نجوم هر چه به زیر فلک قمر پیدا آید از چیزهای نورانی جز برق و صاعقه و از آن جملهاست: انسی، جابیه، حربه، ذوذنب، ذوذؤابه، شهب، طیفور، ...
ثوب
(ثُ) [ ع. ] (اِ.) جامه، لباس.
ثور
(ثُ) [ ع. ] (اِ.)
۱- گاو نر.
۲- نام یکی از صورتهای فلکی و دومین برج از بروج دوازده گانه که خورشید در حرکت ظاهری خود در اردیبهشت ماه در این برج دیده میشود.
ثوران
(ثَ وَ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- هیجان، به هیجان آمدن.
۲- برخاستن گرد و غبار.
۳- برپا شدن فتنه.
ثورت
(ثُ رَ) [ ع. ثوره ] (اِمص.)
۱- هیجان.
۲- شورش، غوغا.
۳- انبوهی مال و مردم.
۴- کین، کینه.
ثول
(ثَ) [ ع. ] (مص ل.) احمق شدن، دیوانه شدن.
ثوم
[ ع. ] (اِ.) سیر (خوردنی).
ثکل
(ثَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) مصیبت از دست دادن فرزند.
۲- گم کردن دوست.
۳- (اِمص.) فرزند مردگی.
۴- مرگ، هلاک.
ثکلی
(ثَ لا) [ ع. ] (ص.) مؤنث ثکل.
۱- زن فرزند مرده، بچه کم کرده ؛ ج. ثکالی.
۲- زن عزیز مرده، زن گم کرده دوست.
ثیاب
(ثِ) [ ع. ] (اِ.) جِ ثوب.