ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
جانیه
(یِ) [ ع. جانیه ] (اِفا.) مؤنث جانی، زن جنایت کار، زن تبهکار.
جاه
(اِ.) مقام، منزلت.
جاه طلب
(طَ لَ) [ معر. ] (ص فا.) دوستدار مقام و درجه.
جاهد
(هِ) [ ع. ] (اِفا.) جهد کننده، کوشا.
جاهل
(هِ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- نادان.
۲- (عا.) لات، لوطی.
جاهلیت
(هِ یَّ) [ ع. جاهلیه ] (مص جع.)
۱- نادانی.
۲- دوره پیش از اسلام که عرب بت پرستی میکرد.
جاودان
(وِ) (ص مر.) جاویدان.
جاودانه
(وِ نِ) (ص مر.) جاویدان.
جاورد
(وَ) (اِ.) قسمی خار سفید رنگ، ثغام.
جاورس
(وَ) (اِ.) نک گاورس.
جاوید
[ په. ] (ص.) ابدی، دایم.
جاویدان
[ په. ] (ص مر.) جاودان.
جاویدن
(دَ) [ په. ] (مص م.) جویدن.
جاپیچ
(ص فا.) جاکش، دلال محبت، پاانداز.
جاچ
(اِ.) نک جاش.
جاکش
(کَ یا کِ) (ص فا.) کسی که امکانات ارضاء شهوت دیگران را فراهم آورد؛ دلال محبت.
جاکشی
(کِ) (حامص.)عمل و شغل جاکش.
جاگیر
(ص فا.)
۱- آن چه جایی را اشغال کند.
۲- شاغل.
جای باش
(اِمر.)
۱- محل اقامت.
۲- خانه، سرا، منزل.
جایب
(یِ) [ ع. جائب ] (اِفا.) خبررسنده از دور.