ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
جخش
(جَ) (اِ.) = جخج: نوعی تورم در گلو که درد ندارد.
جد
(جَ دّ) [ ع. ] (اِ.) پدربزرگ، نیا. ج. اجداد.
جد
(جِ دّ) [ ع. ] (مص ل.) کوشیدن، سعی کردن.
جد
(~.) [ ع. ] (اِ.)
۱- بهره، نصیب.
۲- کنار رود.
۳- بخت.
جدا
(جُ) (ص.)
۱- سوا، دور از هم.
۲- تنها، منفرد.
۳- ممتاز، مشخص.
جدار
(جِ) [ ع. ] (اِ.) دیوار.
جدال
(جِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) نبرد کردن.
۲- (اِمص.) دشمن.
۳- (اِ.) جنگ، ستیز.
جدامیشی
(جَ) [ مغ - فا. ] (حامص.) جادوگری به وسیله سنگ جده (=یده). ضح. - مغولان و ترکان معتقد بودند که توسط چنین سحری میتوانند طوفانهای برف را در وسط تابستان ایجاد کنند.
جداول
(جَ وِ) [ ع. ] (اِ.) جِ جدول.
جداً
(جِ دَّ نْ) [ ع. ] (ق.)
۱- به راستی، بدون شوخی.
۲- با سعی و کوشش.
۳- به تأکید.
جداگانه
(جُ نِ) (ص مر.)
۱- تنها.
۲- قطعه قطعه.
جدایی
(جُ) (حامص.)
۱- دور از هم بودن.
۲- تنهایی.
جدب
(جَ) [ ع. ] (اِمص.)
۱- تنگسالی، بی - حاصلی.
۲- عیب کردن.
۳- نازایی.
جدت
(جَ دَ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- نو بودن، تازگی.
۲- توانگری.
جدد
(جَ دَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- راه راست.
۲- زمین رست.
۳- هامون، زمین هموار درشت.
جدر
(جَ) [ ع. ] (اِ.) دیوار. ج. جدار.
جدران
(جُ) [ ع. ] (اِ.) جِ جَدر؛ دیوارها.
جدری
(جُ دَ) [ ع. ] (اِ.) آبله، نوعی آبله که بر پاهای کودکان پدید آید، چیچک.
جدع
(جَ) [ ع. ] (مص م.) بریدن و قطع کردن.
جدل
(جَ دَ) [ ع. ] (اِمص.)
۱- ستیزه، کشمکش.
۲- بحث و گفتگو.