ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
جدل کردن
(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.)
۱- جنگ کردن.
۲- بحث و گفتگو کردن.
جده
(ج دِّ) [ ع. ] (اِ.) مادربزرگ.
جدول
(جَ وَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- نهر کوچک.
۲- جوی آب.
۳- لبه جوی آب.۴ - مربعی شطرنجی که بر خانههای آن حرف یا عدد نویسند. ؛ ~ ضرب جدولی که در آن حاصل ضرب اعداد را مینویسند. ؛ ~ ِ ...
جدول بندی
(جَ وَ بَ) [ ع - فا. ] (حامص.) نهرسازی.
جدوی
(جَ دْ وا) [ ع. ] (اِ.)
۱- بخشش و عطا.
۲- فایده، سود.
۳- پیشکش، هدیه.
جدکاره
(جُ رِ یا رَ) (اِمر.) رأیهای مختلف، تدبیرهای گوناگون، روشهای متعدد.
جدی
(جُ دَ) [ ع. ] (اِ.) ستاره قطبی، ستارهای در انتهای دُم خرس کوچک با اختلاف کمتر از ۱ درجه از محل واقعی قطب شمال. میخگاه، سپاهبد و سپاهبدان هم گفته شده.
جدی
(جَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- بزغاله، برج دهم از بروج دوازده گانه.
۲- هزاره برانگیخته شدن زرتشت.
جدیت
(جِ دّ یَّ) [ ع. ] (مص جع.) کوشش.
جدید
(جَ) [ ع. ] (ص.) تازه، نو.
جدیر
(جَ دِ) [ ع. ] (اِ. ص.)
۱- چاردیواری.
۲- سزاوار، شایسته.
جدیری
(جُ دَ) [ ع. ] (اِ.) آبله مرغان.
جذاب
(جَ ذّ) [ ع. ] (ص.) جذب کننده، رباینده.
جذابیت
(جَ یَّ) [ ع. ] (مص جع.) دلربایی، زیبایی.
جذاذ
(جُ) [ ع. ] (اِ.) ریز، خرده پاش.
جذاع
(جَ) [ ع. ] (مص ل.) دشمنی کردن.
جذام
(جُ) [ ع. ] (اِ.) خوره، آکله ؛ نوعی بیماری عفونی و مزمن که ایجاد زخم و جراحت کرده و در بعضی اعضای بدن با ایجاد بی حسی، موجب فساد آن عضو میشود.
جذب
(جَ) [ ع. ] (مص م.) به سوی خود کشیدن، ربودن.
جذبه
(جَ بِ) [ ع. جذبه ] (اِمص.)
۱- کشش، ربایش.
۲- (عا.) با هیبت، با اُبُهُت.
جذر
(جَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- بن، ریشه، اصل.
۲- در ریاضی عددی که در نفس خود ضرب شود. ؛ ~ اَصَم عددی که وقتی جذر آن را بگیریم، عددِ تقریبی بدست میآید نه کامل.