ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
رویش
(یِ) (اِمص.) روییدن، نمو.
روین
(رُ وَ) (اِ.) نک روناس.
رویه
(رَ وِ یِّ) [ ع. رویه ] (اِ.) اندیشه، فکر.
رویه
(یِ) (اِ.)
۱- روی، صورت.
۲- شکل، هیئت.
۳- نما، طرفِ بیرون هر چیزی.
۴- سطح.
رویه
(~.) (اِ.) روش.
رویگری
(گَ)(حامص.)عمل و شغل رویگری.
رویی
(ص نسب.)آن چه در سطح چیزی جای گیرد.
روییدن
(دَ) (مص ل.) ن مو کردن، رشد کردن.
رویین
(ص نسب.)
۱- آن چه که از روی ساخته شده باشد.
۲- محکم، استوار.
رویین تن
(تَ) (ص مر.)کسی که بدنی نیرومند و آسیب ناپذیر دارد.
رویین خم
(خُ) (اِمر.)
۱- کوس.
۲- نوعی شیپور بزرگ و خمیده.
رویینه
(نِ)
۱- ساخته شده از روی.
۲- محکم، استوار.
رپرتوار
(رِ پِ رْ تُ) [ فر. ] (اِ.)
۱- فهرست، جدول.
۲- دفتری که آن را به ترتیب حروف تهجی تقسیم کردهاند و برای ثبت نام و امور دیگر به کار آید؛ دفتر نماینده.
رچک
(رَ چَ) (اِ.) آروغ.
رژد
(رَ ژْ) (ص.)
۱- پرخور.
۲- آزمند.
رژه
(رَ یا رِ ژِ) (اِ.)
۱- صف، رده.
۲- عبور صفهای سربازان از برابر پادشاه یا فرمانده.
رژیسور
(رِ سُّ) [ فر. ] (ص. اِ.) آن که اجرای نمایشنامه را رهبری کند؛ صحنه گردان.
رژیم
(رِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- حکومت، نوع حکومت.
۲- دستورالعمل برای غذا خوردن.
۳- طریقه، روش، قاعده.
رژیمان
(رِ) [ فر. ] (اِ.) هنگ، فوج.
رک
(رُ) (ق.) صریح، بی پرده.