ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
طریدن
(طَ دَ) (مص م.) دزدیدن.
طریف
(طَ) [ ع. ] (ص.)
۱- نو، تازه.
۲- غریب، نادر.
طریق
(طَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- راه.
۲- شیوه، روش.
۳- آئین، مسلک.
۴- حال، حالت.
۵- عادت، خو.
۶- پیشه، شغل.
طریقت
(طَ قَ) [ ع. طریقه ] (اِ.)
۱- روش، سیرت.
۲- مسلک.
۳- سیرت اهل سلوک.
طریقه
(طَ قِ) (اِ.) نک طریق. ج. طُرُق.
طریقون
(طَ) [ ع. ] (اِ.) قمری.
طزر
(طَ زَ) [ معر. ] (اِ.)
۱- قصر.
۲- خانه زمستانی.
طسق
(طَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- مقداری از خراج که به حسب سرجریب بر زمین زراعت و جز آن گیرند.
۲- سهمیه مالیاتی که به حبوبات (برحسب جریب) تعلق میگرفت، صورت مالیاتی.
طشت
(طَ) (اِ.) = تشت:
۱- ظرفی گود و بزرگ و گرد ویژه رخت شویی.
۲- یکی از لوازم آتشگاه.
۳- نوعی از آلات موسیقی.
طشت دار
(طَ) (ص فا.) = طشت دارنده:
۱- خادمی که جهت شستن دستها آب میریزد.
۲- نگهبان و متصدی طشت خانه.
طعام
(طَ) [ ع. ] (اِ.) خوراک، خوردنی. ج. اطعمه.
طعان
(طَ) [ ع. ] (مص م.) نیزه زدن به یکدیگر.
طعم
(طَ عْ) [ ع. ] (اِ.) مزه. ج. طعوم.
طعمه
(طُ مَ) (اِ.) خوردنی، خوراک.
طعن
(طَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- نیزه زدن.
۲- سرزنش کردن.
۳- کنایه زدن.
طعن زدن
(~. زَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.)
۱- سرزنش کردن.
۲- به سخن کنایه کسی را رنجاندن.
طعنه
(طَ نِ) [ ع. طعنه ] (اِمص.)
۱- یک بار نیزه زدن.
۲- سرزنش کردن.
طغامه
(طَ مَ یا مِ) [ ع. طغامه ] (ص.) مرد رذل، سفله ؛ ج. طغام.
طغان
(طُ) [ تر. ] (اِ.)
۱- شاهین.
۲- نامی از نامهای ترکی.
طغراء
(طُ) [ ع. ] (اِ.)
۱- نوعی خط که به شکل منحنی بالای نامهها و فرمانها نوشته میشد و حکم امضای پادشاه را داشت.
۲- فرمان، منشور.