آن جام طرب شکار بر دستم نه (38)
-
اندازه متن
+
آن جام طرب شکار بر دستم نه
وان ساغر چون نگار بر دستم نه
آن می که چو زنجیر بپیچد بر خود
دیوانه شدم بیار بر دستم نه
آن جام طرب شکار بر دستم نه
وان ساغر چون نگار بر دستم نه
آن می که چو زنجیر بپیچد بر خود
دیوانه شدم بیار بر دستم نه
لطف باشد گر نپوشى از گداها، روت را تا به کام دل ببیند دیدهٔ ما، روت را
روز وصلِ دوستداران یاد باد یاد باد آن روزگاران، یاد باد
کامم از تلخیِ غم…

