در فاصله ی غیاب و حضورت میانِ ما…
-
اندازه متن
+
در فاصله ی غیاب و حضورت
میانِ ما
چیزی شکست
چیزی که هرگز آن نتوان شد
که پیش بود!
در فاصله ی غیاب و حضورت
میانِ ما
چیزی شکست
چیزی که هرگز آن نتوان شد
که پیش بود!
ای که در بَرَم نیستی شبت چگونه گذشت؟ شباهنگام به من اندیشیدی؟ کمی آه کشیدی؟ اشک در چشمت حلقه زد،…
آنگاه که صدای تو را میشنوم میپندارم که میتوانم دیگر بار از تو شعلهور شوم و بر مدخل کشتزارانت، بارها…

