در فاصله ی غیاب و حضورت میانِ ما…
-
اندازه متن
+
در فاصله ی غیاب و حضورت
میانِ ما
چیزی شکست
چیزی که هرگز آن نتوان شد
که پیش بود!
در فاصله ی غیاب و حضورت
میانِ ما
چیزی شکست
چیزی که هرگز آن نتوان شد
که پیش بود!
تو را می بینم که از قاره ای بعید می آیی و شتابان بر آب ها گام بر می داری…
هزار سال است که دوستات میدارم! من، چونان تو، از نخستین گزش، به عشق ایمان نمیآورم، اما میدانم که ما…

