آکادمی پلیکان

از گونه چو صبح، سرخی انگیخته بود

- اندازه متن +

از گونه چو صبح، سرخی انگیخته بود،
با موی سیه، به شب در آمیخته بود

دانستم روز از چه کسی کرده سیه
وانگاه به ره خون چه کس ریخته بود

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×