آکادمی پلیکان

گفتم چه کنم با گل اگر یار بود

- اندازه متن +

گفتم چه کنم با گل اگر یار بود
گفت آن کن کاورانه دل آزاد بود

یار آمد و آن کردم و دیدم کاو را
یکسان بودش هر چه بر او بار بود

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×