بسی دانش از ستر تنم میدزدند
-
اندازه متن
+
بسی دانش از ستر تنم میدزدند
با دانش رزق دهنم میدزدند
آن دم که به خانهام نمییابندم
نز شیوه ی من، از سخنم میدزدند
بسی دانش از ستر تنم میدزدند
با دانش رزق دهنم میدزدند
آن دم که به خانهام نمییابندم
نز شیوه ی من، از سخنم میدزدند
گفتم که به دانش دل آگاه کنم این راه دراز مانده کوتاه کنم
بنگر که به…
آنی که شکست، خود ندانم که چه بود؟ و آنی که نشست، خود ندانم که چه بود

