گفتم نگهی ، گفت هوا روشن نیست
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۳/۱۱/۱
-
اندازه متن
+
گفتم نگهی ، گفت هوا روشن نیست
گفتم قدمی ، گفت زمین گلشن نیست
گفتم دردا که فرصت از دست بشد
دوری زد و گفت : این دگر با من نیست
خواهم که تن از دل و دل از تن بکنم
خواهم که تن از دل و دل از تن بکنم با عشوه که می دهی ولیکن چه کنم؟
…
نیما یوشیج 
