آکادمی پلیکان

ای عشق که دستان خداییت…

- اندازه متن +

ای عشق که دستان خداییت
بر خواهش‌های من لگام زده
و گرسنگی و تشنگیم را
تا وقار و افتخار بالا برده

مگذار توان و استقامتم
از نانی تناول کند
و یا از شرابی بنوشد
که خویشتن ناتوانم را
وسوسه می‌کند

بگذار گرسنه‌ی گرسنه بمانم
بگذار از تشنگی بسوزم
بگذار بمیرم و هلاک شوم
پیش از آنکه دستی برآورم
و از پیاله‌ای بنوشم
که تو آن را پر نکرده‌ای
یا از ظرفی بخورم
که تو آن را متبرک نساخته‌ای

کتاب رمان شب‌های روشن
مصاحبه با فروغ فرخزاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
از من بپرس
×