گفتم عشقت، گفت خراجت از من
-
اندازه متن
+
گفتم عشقت، گفت خراجت از من
گفتم غم آن؟ گفت علاجت از من
گفتم چه مرا به کف از این باشد گفت:
بازار، سخن چنین رواجت از من
گفتم عشقت، گفت خراجت از من
گفتم غم آن؟ گفت علاجت از من
گفتم چه مرا به کف از این باشد گفت:
بازار، سخن چنین رواجت از من
میپوش رخ از مردم و با گوشه بساز پاسخ مده ار چند دهندت آواز
غولی ست…
چشمم نه بدو که من در او مینگرم راهم نه بر او که من بر او میگذرم

