گفتم نفسی بمان که حرفی گویم
-
اندازه متن
+
گفتم نفسی بمان که حرفی گویم
گفتا ره می ده که به راهم پویم
گفتم دل من نیز بری با خود؟ گفت
چون دانستی که همسفر می جویم؟
گفتم نفسی بمان که حرفی گویم
گفتا ره می ده که به راهم پویم
گفتم دل من نیز بری با خود؟ گفت
چون دانستی که همسفر می جویم؟
خندید و مهم داد مرا چای به دست یعنی که : نه مستی آورد چای که هست.
چندین مکن آماجم از تیر نگاه برمن مشمر ره که در آیم ز چه راه
شب…

