گفتم: چه کند با من موی سیهش
-
اندازه متن
+
گفتم: چه کند با من موی سیهش
گفتا: به من آر تا گشایم گرهش
گفتم که خدایا به دلش رحم انداز
گفتا: بدهش صبر خدایا به رهش
گفتم: چه کند با من موی سیهش
گفتا: به من آر تا گشایم گرهش
گفتم که خدایا به دلش رحم انداز
گفتا: بدهش صبر خدایا به رهش
سر برکشی از فراز دیوار، که چه؟ بنمایی بر مردم دیدار، که چه؟
چون پا ندهد…
خندید و مهم داد مرا چای به دست یعنی که : نه مستی آورد چای که هست.

