گفت آنچه زمن داری؟ ستم است
-
اندازه متن
+
گفت آنچه زمن داری؟ ستم است
دل دادم و بیدل شدم و این نه کم است.
اندر دل تو هزارها رنگ فریب
واندر دل من هزارها رنگ غم است
گفت آنچه زمن داری؟ ستم است
دل دادم و بیدل شدم و این نه کم است.
اندر دل تو هزارها رنگ فریب
واندر دل من هزارها رنگ غم است
تیک تیک چه به شیشه شب پره میکوبد آشوب زده است و باد می آشوبد
دستی…
یک خاطر از کار تو آزاد نشد آزاده ای از حرف تو آباد نشد
بشکستی دلها…

