دستها سرد و سبک
-
اندازه متن
+
دست ها سرد و سبک
زخمبندها سایه ها را
یکی یکی بر میدارند.
چشمانم را باز می کنم
هنوز زنده ام
و در مرکز زخمی پاک و نارس
دست ها سرد و سبک
زخمبندها سایه ها را
یکی یکی بر میدارند.
چشمانم را باز می کنم
هنوز زنده ام
و در مرکز زخمی پاک و نارس
چهرهی زیبا مثل آفتابگردانیست که گلبرگهایش را؛ رو به خورشید میگشاید مثل تو که چهره میگشایی بر من، وقتی ورق…
کیست آن که به پیش میراند قلمی را که بر کاغذ میگذارم در لحظهی تنهایی ؟ برای که مینویسد آن…

