ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

فراخنا

(~.)
۱- (حامص.) فراخی، گشادگی.
۲- پهنا.
۳- (اِمر.) جای گشاد و وسیع.

فراخه

(فَ خِ) (اِمص.) لرزه، رعشه.

فراخور

(فَ خُ) (ص مر.)۱ - درخور، سزاوار.
۲- متناسب.

فراخی

(فَ) (حامص.)
۱- گشادگی، وسعت.
۲- پهنا.
۳- فراوانی.

فراخیدن

(فَ دَ) (مص ل.)
۱- راست شدن موی بدن.
۲- از هم جدا شدن.

فرادر

(~. دَ) (اِمر.) چوبی که در پس در خانه اندازند.

فرادی

(فُ دا) [ ع. ] (ص.) ج. فَرَد؛ تک، تنها. ؛ نماز ~ نمازی که تنها خوانده شود. مق نماز جماعت.

فرار

(فَ رّ) [ ع. ] (ص.) بسیار گریزنده.

فرار

(فِ یا فَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) گریختن.
۲- (اِمص.) گریز.

فرارون

(فَ) (ص.)
۱- مترقی، پیش رو.
۲- خوب، عالی.
۳- راست، مستقیم.
۴- در اصطلاح نجوم به معنی سَعْد، اوج.

فراروی

(فَ)
۱- (ق مر.) پیش روی، برابر.
۲- (ص مر.) سرشناس، معروف.

فراز

(فَ) [ په. ]
۱- (اِ.) بلندی، اوج.
۲- سربالایی.
۳- (ص.) باز، گشاده.
۴- بسته.
۵- جمع.
۶- (ق.)کنار، نزد، پیش.
۷- نخست، ازل.

فراز

(~.) [ فر. ] (اِ.) جمله، عبارت.

فراز آمدن

(~. مَ دَ) (مص ل.)
۱- نزدیک شدن.
۲- رسیدن، دسترسی پیدا کردن.
۳- وارد شدن.
۴- بر شدن، بالا رفتن.
۵- بسته شدن.
۶- پدید آمدن.

فراز آوردن

(~. وَ یا وُ دَ) (مص م.)
۱- آوردن، پیش آوردن.
۲- یافتن، به دست آوردن.
۳- فراهم آوردن، گرد کردن.

فراز بردن

(فَ. بُ دَ) (مص م.) نزدیک بردن، پیش بردن.

فراز بستن

(~. بَ تَ) (مص م.) بستن.

فراز دادن

(~. دَ) (مص م.) پس دادن.

فراز داشتن

(~. تَ)(مص م.)۱ - پیش آوردن، نزدیک ساختن.
۲- پایین آوردن.
۳- در برابر چیزی نگه داشتن.

فراز رسیدن

(~. رَ یا رِ دَ)(مص ل.)
۱- ر سیدن، نزدیک شدن.
۲- درآمدن، داخل شدن.
۳- فراهم آمدن، پیدا شدن.