ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

فریادخوان

(~. خا) (ص فا.) نک فریادخواه.

فریادخواه

(~. خا) (ص فا.) دادخواه، مظلوم.

فریادرس

(~. رَ یا رِ) (ص فا.)
۱- یاری کننده.
۲- دادگر، دادرس.

فریادنامه

(~. مِ) (اِمر.) شکایت نامه.

فریب

(فِ یا فَ) [ په. ] (اِ.) مکر، حیله، نیرنگ.

فریب خوردن

(فِ یا فَ. خُ دَ) (مص ل.) گول خوردن، فریفته گشتن.

فریب دادن

(~. دَ) (مص م.) گول زدن، فریفتن.

فریب ساز

(~.) (ص فا.) فریب دهنده، حیله گر.

فریبا

(فِ یا فَ)
۱- (ص فا.) فریبنده، فریب دهنده.
۲- زیبا.
۳- (ص مف.) فریب خورده.

فریبان

(فَ) (ص.) فریبنده.

فریباندن

(فِ یا فَ دَ) (مص م.) فریب دادن.

فریبانیدن

(فِ یا فَ دَ) فریب دادن.

فریبش

(فَ بِ) (اِمص.) فریب دادن.

فریبنده

(فِ یا فَ بَ دِ) (اِفا.) فریب دهنده.

فریبکار

(فَ) (ص فا.) مکار، غدار.

فریبگاه

(~.) (اِمر.)
۱- جایی که در آن جا طلسم بسته باشند.
۲- طلسم.

فریبی

(فِ یا فَ) (ص نسب.) حیله گر.

فریبیدن

(فِ یا فَ دَ) (مص م.) فریفتن.

فرید

(فَ) [ ع. ] (ص.)
۱- یگانه، بی همتا.
۲- گوهر یکتا و گران بها.
۳- (اِ.) گوهری که میان گردن بند آویزان کنند.

فریده

(فَ دِ) [ ع. فریده ] (ص.)۱ - مؤنث فرید، ا ز نام‌های زنان.
۲- در فارسی به معنی: مغرور، متکبر.