ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشه‌ی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.

اگر کلمه‌ای که جستجو کرده‌اید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.

جستجوی واژه

لیست واژه‌ها (تعداد کل: 36,098)

لگوری

(لَ) (ص.) (عا.) لقبی که به زنان بدکاره می‌دهند.

لی لی

(اِ.) پوشال یا پیزر که به عنوان لایی به کار می‌رود. ؛ ~به لالای کسی گذاردن از کسی تعریف و تمجید کردن، کسی را بی خود لوس کردن، ناز او را کشیدن.

لی لی

(ل ل) (اِ.) نوعی بازی کودکانه که در آن تنها با یک پایشان حرکت و پای دیگر را بالا نگه می‌دارند.

لی لی حوضک

(حُ ضَ) (اِ.) نوعی بازی برای کودکان بسیار خردسال که کف دست آن‌ها را قلقلک دهند و گویند: لی لی حوضک...

لیات

(لِ) [ انگ . ] (اِمص.) = لی آوت: صفحه آرایی (چاپ و نشر).

لیاقت

(قَ) [ ع. لیاقه ] (مص ل.) سزاواری، شایستگی.

لیالی

(لَ) [ ع. ] (اِ.) جِ لیل ؛ شب‌ها.

لیان

(لَ یا ل) (ص.) درخشان، تابان.

لیبرال

(بِ) [ فر. ] (اِ.) آزادیخواه، طرفدار آزادی.

لیبرالیسم

(بِ) [ فر. ] (اِ.) نوعی منش و خط مشی آزاد سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و مذهبی که در آن فرد مخالف دخالت حاکمیت است.

لیبل

(لِ بِ) [ انگ . ] (اِ.) برچسب.

لیبیدن

(دَ) (مص م.) جویدن، خاییدن.

لیت

(لَ یا لِ) [ ع. ] (ق.) کاش، ای کاش.

لیت شدن

(شُ دَ) (مص ل.) (عا.)
۱- آب افتادن میوه‌ای به سبب فشار چنان که به حد اضمحلال رسد، له شدن.
۲- بسیار پخته شدن بادنجان و کدو و بامیه به طوری که به لزجی گراید.

لیتر

[ فر. ] (اِ.) واحدی برای اندازه گیری آب برابر با یک کیلوگرم.

لیته

(تِ) (اِ.)
۱- بادمجان پخته.
۲- ترشی بادمجان.

لیتوگرافی

(تُ گِ) [ فر. ] (اِ.) تهیه و کپی و مونتاژ فیلم و زینگ کارهای چاپی.

لیتک

(تَ) (ص.)
۱- مفلس.
۲- بی سر و پا و لات.

لیث

(لَ یا لِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- شیر، اسد.
۲- برج اسد.

لیدر

(دِ) [ انگ. ] (اِ.) رهبر، سردسته.