ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
مایع
(یِ) [ ع. مائع ] (ص. اِ.) هر جسم روان مثل آب.
مایل
(یِ) [ ع. مائل ] (ص.)
۱- کج، خمیده.
۲- آرزومند، مشتاق.
۳- دارای شیب اندک.
مایل
[ انگ. ] (اِ.) = میل: واحد اندازه گیری ط ول در کشورهای انگلیسی زبان.
مایملک
(یَ لَ) [ ع. فعل ] (اِ.) دارایی، مال.
مایندر
(یَ دِ) (اِ.) نک مادر اندر.
مایه
(یِ) [ په. ] (اِ.)۱ - اصل، اساس.
۲- واکسن.
۳- مال، ثروت.
۴- باعث.
مایه آمدن
(~. مَ دَ) (مص ل.) (کن.) بدگویی کردن، سعایت کردن.
مایه دار
(~.) (ص فا.)
۱- ثروتمند، توانگر.
۲- گروهی از سپاهیان که در پس لشکر جای دارند.
۳- غلیظ، مؤثر.
مایه کاری
(~.) (حامص.) (عا.) فروش کالا به ق یمت خرید.
مایه کوبی
(~.)(مص ل.)تزریق مایه (واکسن) به بدن به منظور پیشگیری یا معالجه ناخوشیها، واکسیناسیون.
مایو
(یُ) [ فر. ] (اِ.) لباس شنا.
مایونز
(یُ نِ) [ فر. ] (اِ.) نوعی سس که از تخم مرغ، روغن زیتون، سرکه و خردل درست میشود و به طور سرد مورد استفاده قرار میگیرد.
مباثت
(مُ ثَّ) [ ع. مباثه ] (مص م.)
۱- سرّ خود را نزد کسی فاش کردن.
۲- از کسی غم - خواری و اندوه گساری طلبیدن.
مباح
(مُ) [ ع. ] (ص.) روا، مجاز.
مباحث
(مَ حِ) [ ع. ] (اِ.) جِ مبحث.
مباحثه
(مُ حَ ثَ یا ثِ) [ ع. مباحثه ] (مص ل.) گفتگو و بحث نمودن.
مبادرت
(مُ دِ رَ) [ ع. مبادره ] (مص ل.)
۱- پیشی گرفتن در کاری.
۲- اقدام کردن به کاری.
مبادله
(مُ دِ لِ یا لَ) [ ع. مبادله ] (مص م.) دو چیز را با هم عوض کردن.
مبادی
(مَ) [ ع. ] (اِ.) جِ مبدأ. آغازها.
مبادی
(مُ) [ ع. مبادی ] (اِفا.) آشکار کننده، ظاهر کننده. ؛ ~ آداب کسی که رسوم و آداب را در معاشرت مراعات کند.