ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
ماهو
(اِ.)
۱- زینت، آرایش.
۲- چوبدست ساربانان.
ماهوار
۱ - (ص.) مانند ماه، مثل ماه.
۲- (اِ.) ماهیانه و شهریه.
ماهواره
(رِ)
۱- (ص.) مانند، ماه، زیبا.
۲- (اِ.) اجرامی که به مدار زمین پرتاب میشوند جهت انتقال علایم رادیویی و تلویزیونی از نقطهای به نقطه دیگر در روی زمین، قمر مصنوعی.
ماهوت
(اِ.) نوعی پارچه ضخیم پُرزدار.
ماهوت پاک کن
(کُ) (اِ.) آلتی بُرس مانند از موی اسب یا الیاف مصنوعی که با آن لباس یا کلاه را پاک میکنند.
ماهور
(اِ.) از دستگاههای موسیقی.
ماهپاره
(رِ) (ص مر.) زیبا.
ماهچه
(چِ) (اِ.) سر علم به شکل هلال که آن را از طلا یا نقره میساختند.
ماهی
(اِ.) جانوری است آبزی و خونسرد با بدن پوشیده از فلس و چشمان مسطح که انواع گوناگون دارد.
ماهی تابه
(بِ) (اِمر.) ظرف فلزی پهن که در آن ماهی یا چیز دیگر سرخ میکنند، ماهی تاوه.
ماهیت
(یَّ) [ ع. ] (اِ.) حقیقت و نهاد و ذات چیزی.
ماهیچه
(چِ) (اِ.) بافت قابل انقباضی که بر حسب حرکت اندامهای بدن جانوران میشود.
ماهیگیر
(اِ.) کسی که کارش گرفتن ماهی است ؛ صیاد.
ماوراء
(وَ) [ ع. ] (ق.) پشت سر، آنچه در پس و پشت چیزی قرار دارد.
ماوراءالطبیعه
(وَ ءُ طَّ عِ یا عَ) [ ع. ] (اِ.) مابعدالطبیعه، متافیزیک.
ماورد
(وَ) [ ع. ماءالورد ] (اِمر.) گلاب.
ماوقع
(وَ قَ) [ ع. ] (اِ.) رویداد، آنچه که واقع شده.
ماچ
(اِ.) بوسه، بوسهای که معمولاً با صدا همراه است. ؛~ مالی کردن پیاپی بوسیدن.
ماچان
(اِ. ص.) جای پست، پایین مجلس
ماچه
(چِ) (اِ.) مادینه برخی از پستانداران مثل الاغ یا سگ.