ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
مصلوب
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) به صلیب کشیده شده، به دار آویخته.
مصلی
(مُ صَ لّ) [ ع. ] (اِفا.) نمازگزار، نمازخوان، نمازگر.
مصلی
(مُ صَ ل لا) [ ع. ] (اِ.)
۱- جای نماز خواندن.
۲- جایی که مردم در عید فطر و قربان در آن نماز گزارند.
مصمت
(مُ مَ) [ ع. ] (اِمف.)
۱- چیزی که داخلش پر باشد.
۲- زخمی که از اندرون پر شده و دو لب آن به هم آمده باشد.
۳- دربسته.
۴- دیوار بی درز.
۵- اسبی که رنگهای پوستش با هم مخلوط نباشد.
۶- جامد از ابریشم ...
مصمت
(مُ مِ) [ ع. ] (اِفا.) خاموش، ساکت.
مصمم
(مُ صَ مَّ) [ ع. ]
۱- (اِ. ص.) با عزم و اراده.
۲- (اِفا.) آن که تصمیم به کاری گرفته.
مصمم شدن
(~. شُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.) عزم جزم کردن، تصمیم گرفتن.
مصنع
(مَ نَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- جای گرد آمدن باران، آبگیر.
۲- ده، قریه.
۳- کارخانه، کارگاه. ج. مصانع.
مصنف
(مُ صَ نَّ) [ ع. ] (اِمف.) تصنیف شده.
مصنف
(مُ صَ نِّ) [ ع. ] (اِفا.) تصنیف کننده، نویسنده.
مصنفات
(مَ صَ نِّ) [ ع. ] (اِمف.) جِ مصنفه (مصنف)؛ کتابهای تصنیف شده.
مصنوع
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ساخته شده.
مصوب
(مُ صَ وَّ) [ ع. ] (اِمف.) تصویب شده.
مصوبه
(مُ صَ وَّ بِ یا بَ) [ ع. مصوبه ] (اِمف.) مؤنث مصوب. ج. مصوبات.
مصوت
(مُ صَ وِّ) [ ع. ] (اِفا.)
۱- صدادار، دارای صدای بلند.
۲- حرف صدادار.
مصور
(مُ صَ وَّ) [ ع. ] (اِمف.) نقاشی شده، دارای صورت و شکل.
مصور
(مُ صَ وِّ) [ ع. ] (اِفا.) نقاش، صورتگر.
مصور شدن
(~. شُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل.)
۱- شکل پذیرفتن.
۲- نقاشی شدن.
۳- تصور شدن.
مصون
(مَ) [ ع. ] (اِمف.) نگاه داشته شده، محفوظ.
مصونیت
(مَ یَّ) [ ع. ] (مص جع.) محفوظ بودن، در امان بودن