ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
تو در تو
(دَ) (ق مر.)
۱- لا به لا، داخل هم.
۲- پی در پی، دنبال یکدیگر.
تو دل برو
(دِ بُ رُ) (ص.) (عا.) دوست داشتنی، جذاب.
توأم
[ ع. ] (ص. اِ.) دوقلو، همزاد، دو چیز با هم و همراه.
توأمان
[ ع. ] (ص. اِ.) تثنیه توأم. دو همراه.
تواب
(تَ وّ) [ ع. ] (ص.)
۱- توبه پذیرنده.
۲- از صفات خداوند.
۳- توبه کننده.
توابع
(تَ بِ) [ ع. ] (ص. اِ.) جِ تابع.
۱- چاکران.
۲- پس روان.
توابل
(تَ بِ) [ ع. ] (اِ.) جِ تابل ؛ ادویههایی که در غذا میریزند، مانند: فلفل، زیره.
تواتر
(تَ تُ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- پی درپی شدن.
۲- پیاپی رسیدن.
تواجد
(تَ جُ) [ ع. ] (مص ل.) شور نمودن، وجد کردن
توارث
(تَ رُ) [ ع. ] (مص م.) ارث بردن از یکدیگر.
توارد
(تَ رُ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- پیاپی وارد شدن.
۲- مانند بودن شعر دو شاعر هم در لفظ هم در معنا، بدون اطلاع داشتن هیچ - کدام از یکدیگر.
تواره
(تُ رِ) (اِ.)
۱- اتاقی که در آن سرگین چارپایان و کاه و غیره ریزند.
۲- بتههای خار که بالای دیوار و گرد باغ و پالیز قرار میدهند.
تواری
(تَ) [ ع. ] (مص ل.) پنهان شدن، نهفته گشتن.
توازن
(تَ زُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) هم وزن شدن، هم سنگ گردیدن.
۲- (اِمص.) هم - وزنی، هم سنگی. ج. توازنات.
توازی
(تَ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- با هم مقابل گردیدن.
۲- برابر شدن.
تواصل
(تَ صُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) به یکدیگر رسیدن، به هم پیوستن.
۲- (اِمص.) به هم پیوستگی. ج. تواصلات.
تواضع
(تَ ضُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) فروتنی کردن، از جای خود برخاستن برای احترام دیگری.
۲- (اِمص.) فروتنی، کم زنی. ج. تواضعات.
تواطؤ
(تَ طُ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) سازش کردن با هم، موافقت کردن همدیگر در امری، همدست شدن.
۲- (اِمص.) موافقت، سازش.
تواعد
(تَ عُ) [ ع. ] (مص ل.) با هم وعده کردن.
توافر
(تَ فُ) [ ع. ] (مص ل.) بسیار شدن.