ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
توبه
(تَ بَ) (اِ.) رنگین کمان، قوس قزح.
توبیخ
(تُ) [ ع. ] (مص م.) نکوهیدن، سرزنش کردن.
توت
(اِ.) میوهای است آب دار و شیرین، ادرار - آور و دارای ویتامینهای B و C. درختش بزرگ با برگهای نسبتاً پهن است که به مصرف خوراک کرم ابریشم میرسد.
توتالیتر
(تِ) [ فر. ] (اِ.) آن دسته از رژیمهای استبدادی که در آنها تمام شئون جامعه تحت تسلط یک فرد یا حزب میباشد.
توتم
(تُ تِ) [ انگ. ] (اِ.) چیزی که به عنوان سمبل گروه مورد پرستش قرار گیرد.
توته
(تُ تَ یا تِ) (اِ.) گوشت زاید پلک چشم، جوش پلک، تراخم.
توتون
(اِ.) گیاهی است با برگهای درشت و پهن و گلهای سبز یا سرخ، بلندی ساقه اش تا یک متر هم میرسد. خشک شده آن را به صورت توتون سیگار، غلیان و چپق دود میکنند. این گیاه بومی امریکاست و دارای ...
توتک
(تَ) (اِ.) طوطی.
توتک
(~.) (اِ.) نوعی نی لبک، که چوپانان مینوازند.
توتک
(~.) (اِ.) نان کوچک قندی.
توتک
(~.) (اِ.) گنجینه، صندوق پول.
توتیا
(اِ.)
۱- سرمه، اکسید روی و سرب که در کورههای ذوب سرب و روی به دست میآید. برای معالجه امراض چشم و نیز تقویت آن به کار میرود.
۲- خارپشت دریایی، جانوری است از نوع خارپوستان با بدن کروی شکل که به ...
توثیق
(تُ) [ ع. ] (مص م.) اطمینان کردن.
توج
(اِ.) بهی، به، آبی.
توجبه
(جَ بِ) (اِ.) سیل، سیلاب.
توجع
(تَ وَ جُُ) [ ع. ] (مص ل.)۱ - دردناک شدن، ا ز درد نالیدن.۲ - با کسی اظهار همدردی کردن.
توجه
(تَ وَ جُّ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- روی کردن.
۲- روی گردانیدن به سوی چیزی.
توجیه
(تُ) [ ع. ] (مص م.)
۱- کسی را به سوی دیگری فرستادن.۲ - نیک بیان کردن مطلبی.
۳- (عا.) سعی در موجه جلوه دادن کار یا حرف نابجا.
توحد
(تَ وَ حُّ) [ ع. ] (مص ل.) تنها شدن.
توحش
(تَ وَ حُّ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- وحشی گردیدن.
۲- ترسیدن، رمیدن.