ابزار فرهنگ لغت سایت، تنها ریشهی اصلی کلمات را قادر است جستجو کند.
اگر کلمهای که جستجو کردهاید دارای: پیشوند یا پسوند یا به شکل مرکب است، اصلِ ریشه را جستجو کنید.
لیست واژهها (تعداد کل: 36,098)
توافق
(تَ فُ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- با هم متفق شدن.
۲- موافقت کردن با یکدیگر.
توافی
(تَ) [ ع. ] (مص م.)
۱- وفا به عهد کردن با یکدیگر.
۲- با هم تمام کردن.
توالت
(لِ) [ فر. ] (اِ.)
۱- آرایش چهره و سر.
۲- مستراح.
توالد
(تَ لُ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- از یکدیگر زادن.
۲- بسیار فرزند آوردن.
توالی
(تَ) [ ع. ] (مص ل.) پیاپی رسیدن.
توان
(تَ) (اِ.) نیرو، زور.
توان بخشی
(تَ بَ) (حامص.) بازگرداندن تن درستی و عمل کرد طبیعی عضو آسیب - دیده یا شخص بیمار در کوتاه ترین مدت، بازتوانی.
توانا
(تَ) (ص فا.)
۱- نیرومند.
۲- قادر.
توانایی
(~.) (حامص.) نیرومندی، قدرت.
توانستن
(تَ نِ تَ) [ په. ] (مص ل.) توانایی داشتن، قادر بودن.
توانچه
(تَ چِ) (اِ.) نک تپانچه.
توانگر
(تَ گَ) [ په. ] (ص فا.)
۱- توانا.
۲- ثروتمند.
توانگری
(~.) [ په. ] (حامص.)
۱- توانایی.
۲- ثروتمندی.
توانی
(تَ) [ ع. ] (مص ل.)
۱- سست شدن.
۲- سستی کردن.
تواهه
(تَ هِ) (اِ.) نوعی از خوراک که با گوشت و بادنجان درست کنند.
توبال
(اِ.) نک توپال.
توبان
(اِ.)
۱- شلوار.
۲- تُنِکِه، شلوار کوتاه که کشتی گیران هنگام کشتی پوشند.
توبتو
(بِ) (ق مر.)
۱- متوالی، پی درپی،
۲- گوناگون، متنوع.
توبره
(رِ) (اِ.)
۱- کیسهای که مسافران و شکارچیان ابزار کار و خوراک خود را در آن گذارند.
۲- کیسهای بنددار که در آن کاه و جو ریزند و به گردن چارپایان بندند تا از آن بخورند.
توبه
(تُ بِ) [ ع. توبه ] (مص ل.) پشیمان شدن از گناه.